السيد محمود الهاشمي الشاهرودي
47
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)
مىبندند ، ليكن در كلمات فقها به معناى گستردهترى - كه در شناسه آمده - به كار رفته است . « 1 » از آن در باب طهارت و صلات سخن گفتهاند . وضوى جبيره : جبيره يا در محلّ غَسل ( صورت و دستها ) قرار دارد و يا در محلّ مسح ( سر و پاها ) . اگر جبيره در محلّ غَسل ( شستن ) باشد در صورتى كه شستن محل - به برداشتن جبيره يا فروبردن عضو در آب و يا به تكرار ريختن آب بر آن تا رسيدن به پوست - بدون مشقّت ممكن باشد ، غَسل واجب خواهد بود . « 2 » برخى گفتهاند : با امكان برداشتن جبيره و شستن محل ، اين عمل واجب است و چنانچه شستن ممكن نباشد ، مسح ، جايگزين آن مىشود و با عدم امكان برداشتن جبيره ، اگر رساندن آب از روى جبيره هرچند با فروبردن عضو در آب يا تكرار ريختن آب بر آن ممكن باشد ، واجب است . « 3 » برخى ديگر گفتهاند : اگر با چند بار آب ريختن يا فرو بردن عضو در آب ، جريانى كه در تحقق عرفى غَسل معتبر است حاصل نگردد ، تخيير بين سه امر يادشده ( شستن محل به برداشتن جبيره ، فروبردن عضو در آب و يا تكرار ريختن آب بر آن ) محلّ اشكال است ؛ در نتيجه شستن محل با برداشتن جبيره واجب مىشود . « 4 » البته اين در صورتى است كه در تحقق غَسل ، جريان معتبر باشد و گرنه تخيير فوق بدون اشكال خواهد بود . « 5 » بعضى تصريح كردهاند كه در صورت شستن از روى جبيره ، رعايت ترتيب بين اجزاى عضو از بالا به پايين واجب است و در فرض عدم امكان ترتيب ، برداشتن جبيره متعيّن خواهد بود . « 6 » اگر هيچ يك از سه امر يادشده ممكن نباشد ، هرچند منشأ آن نجاست محل و عدم امكان تطهير آن باشد ، مسح بر جبيره كفايت مىكند . « 7 » در اين كه انتقال به مسح جبيره به صرف عدم امكان شستن محل ، صورت مىگيرد ، هرچند مسح پوست ممكن باشد ، يا در صورت امكان ، مسح پوست بر مسح جبيره مقدم خواهد بود ، اختلاف است . « 8 » همچنين اختلاف است كه در صورت كفايت مسحِ جبيره ، مسح متعيّن است و غَسل جبيره در صورت امكان
--> ( 1 ) جواهر الكلام 2 / 291 ؛ مستمسك العروة 2 / 528 - 529 . ( 2 ) جواهر الكلام 2 / 291 - 293 ؛ مستمسك العروة 2 / 530 - 531 . ( 3 ) تذكرة الفقهاء 1 / 207 . ( 4 ) جواهر الكلام 2 / 292 5 و 6 مستمسك العروة 2 / 530 - 531 . ( 7 ) جواهر الكلام 2 / 293 ؛ العروة الوثقى 1 / 436 - 438 . ( 8 ) جواهر الكلام 2 / 294 ؛ العروة الوثقى 1 / 440 .